هنوز می شود....
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 15:26
عجب ازين چرخ فلك كه نمي دانم
از چه رو بازمي گردد و نمي دانم در پي اين بازگشت سرنوشت از پيش نوشته را
برايمان خواهد آورد يا مي آيد تا ببيند و بنويسد كه چه عايدمان گردد ولي
اين خدايي كه من مي شناسمش نه از قبل محكوممان كرده و نه به التماس يك شبه
مان سرنوشت مي نويسد ، خداوندا اين ها همه انسانند ، انسان ، و به حكم
انسان بودن است كه گاه راه به خطا مي روند ، اصلا ً چرا مي روند ، ميرويم
، خداوندا اين اگر نمي بايست بود پس نمي آفريديش پس ببخش خطايي را كه نمي
دانيم درستش كدام است و شايد در پيچ راه زندگي گمش كرده ايم و به حكم
خداييت تمناي ما رابپذير كه در نهايت چيزي نخواهيم كه تو نخواسته باشي ،
خدايا مي بيني ، اينجاها هنوز مردم آسمان را مي بوسند و باد را در آغوش مي
كشند و هنوز هم مي شود مهرباني تعارف كردن مردم به هم را ديد ، هنوز هم
مردم گاه كه باران مي بارد هم صدا مي شوند با او و هنوز دوست دارند دوست
داشتني ها را ، گويا دوباره از پي گذشت عمر به جايي رسيديم كه قبلا ً
بوديم و انگار اين روزها تلنگريست آرم و مهربان كه اگر راه به بيراهه
نينجامد رافت به ارمغان خواهد آمد
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |