
(شگفتیهای ادب حضرت اباالفضل(ع
مادر "ام البنین" چهار پسر داشته است یکی از یکی زیباتر، رشید تر، با صلابت تر و با شکوه تر.
و امروز هر چهار را یکجا تقدیم میدان کرده است.
از میان این چهار، عباس سر آنهاست؛ گل آنهاست و ماه آسمان آنهاست.
مادرش افتخار زنان بنی هاشم، ام البنین و پدرش برترین پدر عالم علی(ع) است
اما عباس هیچ گاه حسین (ع) را برادر خطاب نمی کند و نه آن سه دیگر را برادر و خواهر.
در مقابل حسین (ع) بال می گسترد و هر بار او را به الفاظی چنین می خواند:
- سید من! آقای من! مولای من! امام من! فرزند رسول من!
- بانوی من! سرور من! پیامبرزاده من!
و همیشه در توجیه این ادب ظریف، پاسخی مودبانه تر و ظریف تر در آستین دارد:
اینجا کجاست؟ این لحظه چه لحظه ای است؟!
تنها یک چیز می تواند در آن لحظه غریب، عباس را مجاز یا وادار به ادای لفظ برادر کرده باشد و آن اینکه:
مادری فاطمه، فرزندی عباس... جواز ادای لفظ برادر...


شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد

خدا را شکر
،همینکه سالم است و عشق من در سینه اش سبز است
برایم یک جهان اقبال می ارزد
خدا را شکر
خدا را شکر

