تبليغاتX
tavahom

روزهایه زیبایه خدا
چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 15:44
 
دیگه از آهو که کمتر نیستم
نمیشه ضامنم بشی
 
عید پارسال که رفتم مشهد موقع برگشتن از حرم وقتی برگشتم و به گنبد آقا نگاه کردم بی اختیار ازش خواستم دفعه دیگه ............ برم پا بوسش. راستش اون موقع خودمم تعجب کردم که چرا یهو همچین دعایی رو از ته قلبم کردم. الان هم که بهش فکر میکنم هرچند که بزرگترین آرزومه ولی هنوز نمی دونم چرا اون موقع اینو خواستم و شد برام آرزو. وجالب اینجاست که کاملا مطمئن بودم که خواستم بی جواب نمی مونه. احساس میکردم آقا بهم قول داد که حتماْ جوابمو میده.
نمی دونم اصلا اون روز یه حسه غریبی داشتم.
اصلا مثله روزایه دیگه نبود.
امشب، شب میلاد آقا امام رضاست. می خوام تو این شب عزیز که از قشنگترین  شبایه خداست، دوباره ازش با تمام وجودم بخوام و بهش بگم آقا جون دلم میخواد امسال یه عیدی قشنگ بهم بدی. دلم میخواد به قولی که بهم داده عمل کنه. دلم می خواد این دفعه ضامنم بشه پیشه خدا.
هرچند که رو سیاهم. می دونم. ولی من رو قولش حساب کردم و مطمئنم که اشتباه نکردم.
پس آقا بیش از این چشم به راهم نذار
که دلم لک زده واسه گنبدت
عیده همه مبارک
امیدوارم شما هم عیدی هاتون رو بگیرید
نوشته شده توسط سمی جون | موضوع: مناسبات | لینک ثابت |
تولد/خواهش
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 14:40
آیییی مثلاً امروز تولدمونه ها
همتون بی معرفتین
شیشکی منو دوس نداره
فقط ۱ نفر باید بیاد تبریک بگه
 

یه خواهش:
بابا جون عزیزاتون، این پیغام خصوصی فقط ماله حرفایه خصوصیه
نه اینکه نظرتو راجع به مطلب و عکس و... توش بنویسی
یه چیزه دیگه:
خیلی جالبه آماره وبلاگ حدودا روزی ۵ شش بازدید رو نشون میده ولی از نظر خبری نیست
خوب میای عکساشو بر میداری حداقل یه چیزی هم بنویس دله آدم نسوزه
نوشته شده توسط سمی جون | موضوع: | لینک ثابت |
... ماهه من
یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 15:3
تا حالا ماه رو بغل کردی؟؟؟

تو یه شبه قشنگ، بعده کلی گشتن ماهتو یدا کنی و تو آغوش بکشی؟؟

من این کارو کردم.

واقعا حسه قشنگیه

احساس میکنی باهاش یکی شدی

احساس میکنی تمامه وجودته

ولی درست همون موقع است که سپیده میزنه

یهو به خودت مییای و میبینی بغلت خالیه و ماهت رفته

ولی دیگه خیلی دیر شده....

حالا مجبوری دوباره تا شب صبر کنی

خیلی سخته که مجبور باشی تمامه طوله روز رو به انتظار بشینی

وبا این ترس که آیا دوباره شب ماهمو میبینم!؟

آیا دوباره می تونم مثل شب قبل سفت و محکم تو بغل بگیرمش!؟

نکنه شب هوا ابری باشه

نکنه خسوف شه

نکنه تو طوله روز دل به یه ستاره دیگه ببنده

نکنه گرمیه آغوشش و طعم بوسه هاش شیرین تر ازمن باشه

.....

اگه شب شد و ماهت رو دباره دیدی و دوباره ماله تو شد

مطمئناً این بار باهاش میری که دیگه تنها نمونی

ولی ...

ولی اگه اون شب و شبایه بعد نتونستی پیداش کنی

یا دیگه ماله تو نبود

اون موقع است که قلبه کوچیکت میشکنه

روحه بزرگت ترک میخوره و پر میشه از حفره، مثل ماه

کمر جسمه زیبا و بهشتیت خم میشه

اون وقت تو میمونی و یه عمر مروره خاطره اون شب

تو میمونی و یه عمر حسرت دوباره به آغوش کشیدنه ماهت

تو میمونی و این همه زخم بی مرحم ....

نوشته شده توسط سمی جون | موضوع: | لینک ثابت |