
به گذشته ام که فکر می کنم
به آن روزهای خوب که نيم نگاهی می اندازم
تنم از درون می سوزد
آه... فکر می کنم آن روزها خيلی بيشتر دوستم داشتی
خيلی خيلی بيشتر
چشمهايت در نگاه٬
صدايت در گفتار٬
چهره ات در تبسم
و حتی لبانت در بوسه های بی هوا
خيلی بيشتر عاشقم بودند
حتی قهر و اخم کردن هايت عاشقتر بودند
انکار نکن!٬
حاشا هم فايده ای ندارد٬
خودت خوب می دانی که احساسِ من اشتباه نمی کند
می دانم که خودت زودتر به اين نتيجه رسيده ای
پيش از آنکه اين احساس در قلبِ من نطفه بندد
پيش از آنکه نگاهت ماجرا را فرياد زند
تو ببين
آن روزها حتی به راحتيِ خواندنِ اين دو خط از من نمی رنجيدی
هرگز دلت نمی آمد قلبِ پاره پاره ام را بشکنی
حالا هم نمی شکنی٬ خورد می کنی
شايد چون می دانی تحملم زياد است
و شايد چون می خواهی دوباره عادتم دهی .....
به هر حال
حتی اگر احساسِ من اشتباه کند٬
نگاهِ تو دروغ نمی گويد...؛
به خدا آن روزها بيشتر مرا دوست داشتی!!![]()
گنهکاران عالم را بگویید
که بخشیدن فقط کاره حسینه
بدین علت تماشاییست محشر
علم دسته علمداره حسینه
میلاد ابا عبدالله، قمر بنی هاشم و سید الساجدین رو به همه تبریک میگم
امیدوارم هر چیزی که تو دلتون دارید و می خوایید
تو این روزا خدا بهتون بده
بخوایید که بی جواب نمیمونید

تو این دوره و زمونه دیگه هیچکس یاده دوستایه قدیمی که تمامه گذشتشن نمی افته
یاده تمامه روزای گذشته چه خوش چه ناخوش که با هم بودن
تو گریه ها و خنده ها هیچ وقت تنها نبود
همیشه یکی بود که باهاش بخندی
همیشه یکی بود که وقتی دلت میگیرفت کنارت باشه
ولی حالا ...
همه همدیگرو فراموش کردن
خیلی راحت از اون همه خاطره میگذرن و میگن بی خیال بابا
من هیچ احتیاجی به این ندارم
همه فقط به فکره جیبه شونن و منافع خودشون
حالا اگه این وسط نزدیکترین کساشون فدا شن اشکالی نداره
نمی دونم چرا؟ نمی دونم چطور؟
نمی دونم آخره کاره این دنیا چی می خواد بشه
با این مردم، با اون سینه هایه بدون قلب
این جسمایه بدونه روح
این همه غرور و خود پسندی
آخرش چی؟؟؟؟
واقعا چطور میشه اینطوری زندگی کرد
خسته ام، خیلی خسته
از دسته این زمونه، این آدمایه سنگی ،
این همه بی مهری، بی عشقی
...

