شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 19:0
سلام به همه
چطوريد
من يه چند روزي اومدم شمال فکر نکنم چند روزه آينده رو بتونم
مطلب جديد بذارم الان هم از يه کافي نت گند دارم پست ميذارم
سرعتش فوقوالعاده پايينه 2 ساعت طول کشيد تا صفحه بلوگفا
باز شد
فعلا
به همه خوش بگذره
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
|
لینک ثابت |
و خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید ...
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 23:1

... و خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید
آری خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید
نه از سر او تا فرمانروای او باشد
نه از پای او تا لگد کوب امیال او گردد
بلکه از پهلوی او تا برابر او باشد
و از زیر بازوی او تا مورد حمایت او باشد
و از نزدیک ترین نقطه به قلب تا معشوق و محبوب او باشد
...
راستی این عکسه هم از هموناست که خودم درستش کردم
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |
تو
شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت 15:30
ای کاش می توانستم بگویم
که با من چه میکنی ...
تو جانی در جانم می آفرینی
تو تنها سببی هستی
که به خاطر آن
روزهایه بیشتر
شبهایه بیشتر
و سهم بیشتری
از زندگی می خواهم
تو به من اطمینان می دهی
که فردایی
وجود دارد ...
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |
راست میگن که پایانه شب سیه سپید است
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 23:9

اگر از پایان گرفتن غم هایت
نا امید شده ای
به خاطر بیاور که
زیباترین صبحی را که تا به حال تجربه کرده ای
مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی
که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید!!!!!!!!!
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |
باباجونم روزت مبارک
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 22:55
عیده همه مبارک
همیشه گفتم
اگه کسی به من پرواز رو یاد داده
اگه کسی به من زندگی کردن رو یاد داده
اگه کسی بهم یاد داده که چطور در برابر مشکلات و ناملایمات
این روزگار بتونم دووم بیارم و جلوش قد الم کنم
اون شخص فقط و فقط خودت بودی
بابا یه خوبم روزت مبارک
ایشالله همیشه سایه ت بالایه سرم باشه و راهنمایه راهم
همینطور هم به نیمایه گلم هم روزه مرد رو تبریک میگم
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
مناسبات |
لینک ثابت |
... نفسهایه تو
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 ساعت 1:35
این شعر نیست ... کلام نیست ... متن حاشیه بر اوراق یک دفتر خاطرات نیست ...! این حقیقت است ... حقیقتی افسانه ای ... که بارها افسانه ام با تو به حقیقت پیوست از تو سر شار شد از تو جانی دوباره گرفت ... از نفسهای گرم تو ... از صداقتهای گفتار تو ... از محک های بی دریغ تو سخت می ترسم ...! سخت می هراسم که آتش شرمم را باور نداری ... که اشکم را باور نداری ... صدایم را به ورطای بودن ها عادت نداری..! بمان....با شمارش نفسهایت........
بمان با من بمان...!

میبینی میشنوی دیگر من هرگز سکوت نکرد ه ام ...! ساکن نمانده ام!
وشب را در تلاوت روز خواندم ... در ازای ماندنت ... ماندم ... ای سنگ صبور آتشکده ای د ل سخت تنهای من ...! برایت شمع خواهم شد ... آب میشوم ... اشک میشوم ... خاک میشوم ...! و بارانی ترین روزها میشوم ... آفتابی میشوم ...! سخت میشوم ...! نرم می شوم ... شوق میشوم..! پاک میشوم ...! همان گونه که میخواهی ... و تو پیش از اینها برایم خواسته بودی ...! همان میشوم که هم اکنون ماندنم را در خود به جستجوی تو گشتم ..! در افسانه نبودی در آب نبودی در ستاره نبودی در خاک نبودی در شب نبودی که در دل بودی و این صداقت بی پایان تو ..! در کشمکشهای گفتن های تو در آتشکده این دل به زنجیر در آمدهء تو ....! باز تداعی تکرار شد ... صداقت گفتار شد ... حماقت نیست عشق است ... و عشق است و دوست داشتن ...! نه دردست قلب عروسکی بلکه در دستان محبت های تو!

در راز یک شناخت در سر جادوی این شط خونین دل ... در این پندارم که میایی میمانی ... میشنوی تمام سخن های نا گفته ام را ...! و در دل سخت و تاریک شب به رویا ها میروی بی من تنها با یاد من ... اسم من ... کلام من ...! و باز هیچ نمی گویی و باز میروی ! من اینک گفتم نا گفته ام را سر و رازم را ...!
حال تو بگو از هر آنچه میخواهی ...! که باشم ...! که نبودنهایم را در این ...! در این تنهایی تو به جستجو نشینم را ...! تو بگو! تنها تو بگو...! بخواه چیزی بخواه ...!
بگو با من از من با من از خود با من از ماندن بگو...!
با من از شمارش نفسهایت ...!
تقدیم به نیمایه گلم که دنیا رو فقط با اون می خوام و در کنارش

نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |
پیله ابریشم
دوشنبه نهم مرداد 1385 ساعت 21:38
روزي سوراخ کوچکي در يک پيله ظاهر شد .
شخصي نشست و ساعتها تقلاي پروانه براي بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله راتماشا کرد.
ناگهان تقلاي پروانه متوقف شدو به نظر رسيد که خسته شده
و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد.
آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد کرد.
پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما جثه اش ضعيف و بالهايش چروکيده بودند.
آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد .
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود
و از جثه او محافظت کند اما چنين نشد .
در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روي زمين بخزد .
و هرگز نتوانست با بالهايش پرواز کند .
آن شخص مهربان نفهميد که محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز آن
را خدا براي پروانه قرار داده بود تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود
و پس از خروج از پيله به او امکان پرواز دهد .
گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم.
اگر خداوند مقرر ميکرد بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم
- به اندازه کافي قوي نميشديم-
و هر گز نمي توانستيم پرواز کنيم .
و این است معمایه روزگار
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |
خیلی خسته ام
جمعه ششم مرداد 1385 ساعت 14:19
زمونه و روزگار بد جوري رقم ميخوره
نمي دونم روزگار رو نفرين کنم يا دل خودمو ؟
کاش ميشد دل بريد از تو
کاش ميشد که ديگه دوست نداشت ...
وقتي دلم برات تنگ ميشه ، نمي دوني چقدر ديدني ميشم ....
کي گفته؟
جز اين جمله ها چيزي ندارم
آخه کي باشم ؟ من که دارم دلمو مينويسم، دل ساده مو مينويسم
جرمم اينه که مينويسم
کاش مثه قديما بود ... آدم مي تونس بنويسه
مثه نيما ، مثه ماث
يه روز ميرم پيش خدا ، شکايت شما بنده هاشو ميکنم
فک کردين بي کسم ؟
نه ، منم واسه خودم خدايي دارم
اگه اينجام ، دلتنگيام منو اينجا کشونده
اگه ميگم يه حسي اينجا تو رو ميخواد ، راست ميگم
آخه ميخواد ،خودم بگم . دلم که دروغ نميگه ، ميگه ؟
نميگم دلم يه درياست
ميگم خيلي کوچيکه ، نرنجونش ،
اين روزا با يه حرف کوچولو ، زودي از هم مي پاشه
دلم بد جوري گرفته ست ، نه مثه يه هواي ابري
آخه هواي ابري بارون داره ، بارون دلتنگي شو مي شوره
انتظار اين بارون ديگه داره ميگيره منو از دنيا
ولي هميشه يادت باشه دلم کم چيزي نيست ...
درسته کوچيکه ،
ولي نميدونم چرا اين همه تو رو ميخواد ...
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |
... نمی دانم
سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت 22:25
هواي تو در درياي دلم طوفانيست
و من وحشتزده ،
بي پناه به هر سو مي دوم
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
چرند و پرند |
لینک ثابت |
کامبیز : شیطنت / فرزاد فرزین : تعقیب
یکشنبه یکم مرداد 1385 ساعت 1:27
آلبوم جدید و بسیار زیبای کامبیز به نام شیطنت که هنوز به بازار نیومده رو براتون گذاشتم
با دو کیفیت
نوشته شده توسط
سمی جون | موضوع:
موزیک |
لینک ثابت |