واقعا قشنگه روان آدمو خراب میکنه
نمی دونم دیگه چی بگم دانلود کنید و خودتون قضاوت کنید

دل من خیلی خیلی تنگ شده ..اونقدر زیاد که مثل یه نقطه شده..
دل بیچاره من با اینکه به چیزای خیلی خیلی کوچولو و کم قانعه
اما همه و همه دست به دست هم دادن،
تا همون چیزای کوچولو وکم به قولی تک سلولی رو هم ازش دریغ کنن
می دونی دل من چیا می خواد..
نه نه فکرای بزرگ بزرگ نکن..
دل بیچاره مفلوک من فقط..
یه عالمه سرازیری می خواد تا همه شو با سرعت زیاد بدوام..
یه چشمه کوچولو که ته آن جاده سرازیری باشه و من پاهامو بزارم تو آب..
یه جاده که ته اش یه نفر با چشمای منتظر ، ایستاده باشه تا من بیام..
یه نفری که وقتی باهاش راه میرم دستامو در دستهايش رها کنم....
و به من اطمینان بده که هستش ورفیق نیمه راه نیست...
یه نفری که یه عالمه جرات داشته باشه ،
آنقدر زیاد که بتونه تو چشمای من نگاه کنه ،
و حقیقت رو هر چقدر هم که براش سنگین باشه به من بگه..
یک نفر که آنقدر حرفا رو قورت نده که آخرش بشه یه سوء تفاهم..
یک نفر که جرات گفتن داشته باشه..
یه نفر که بتونم گاهی وقتها که مثل الان دلم اندازه یه نقطه شده،
سرمو بزارم رو شونه هاش و یه عالمه گریه کنم آنقدر زیاد که شونه هاش خیس بشه..
این عکسه هم یکی از هموناست که خودم درست کردم
در اولین فرصت یه سری از عکسایی که خودم درست
کردم رو براتون می ذارم

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادي جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده اند. مرد جوان، در كمال افتخار، با صدايي بلندتر به تعريف
از قلب خود پرداخت. ناگهان پيرمردي جلو جمعيت آمد و گفت:اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست؟ مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه كردند. قلب او با قدرت تمام مي تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكه هايي جايگزين آنها شده بود؛ اما آنها به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و گوشه
هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجودداشت كه هيچ تكه اي آنها را پر نكرده بود. مردم با نگاهي خيره به او مي نگريستند و با خود فكر مي كردند كه اين پيرمرد چطور ادعا مي كند كه قلب زيباتري دارد. مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره كرد و خنديد و گفت:?تو حتماً شوخي مي كني....
قلبت را با قلب من مقايسه كن. قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است.؟ پيرمرد گفت:?درست است، قلب تو سالم به نظر مي رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمي كنم. مي داني، هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده ام؛ من بخشي از قلبم را جدا كرده ام و به او بخشيده ام.
گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين دو عين هم نبوده اند، گوشه هايي دندانه دندانه در قلبم دارم كه برايم عزيزند، چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده ام. اما آنها چيزي از قلب خود به من
نداده اند. اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآورند، اما يادآور عشقي هستند كه داشته ام.
اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارها عميق را با قطعه اي كه من در انتظارش بوده ام، پر كنند. پس حالا مي بيني كه زيبايي واقعي چيست؟؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد. در حالي كه اشك از گونه هايش سرازير مي شد به سمت پيرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به
پيرمرد تقديم كرد. پيرمرد آن را گرفت و در قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود. زيرا كه عشق، از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ كرده بود.
چشمانم در نگاهش ساعتها خيره ماند
حرفي براي هم نداشتيم
زيرا قلبهايمان در حال نجوا بودند
نميخواستم خلوتشان را بر هم زنم
سكوت را ترجيح دادم
تا قلبهايمان درد و دل كنند
چشمهايش عمق عشق را فرياد ميزد
هوس بوسيدن لبهايش آزارم ميداد
عشق مقدسمان را با هوسي زودگذر آلوده نكردم
اما چشمانم با اندامش عشق بازي مي كرد
چه عاشقانه بود ديروزم...
چه تاريکست امروزم...
به آتش مي کشم خود را
اگر فردا چنين باشد...

راستی این عکس رو هم خودم درستش کردم![]()
بالاخره آلبوم کاملشو پیدا کردم
تقدیم به شما
*راستش دیگه حاله خودم داشت از این همه متن به هم می خورد*

من می خواهم بدانی ، امروز و هر روز
وقتی می گویم دوستت دارم، این فقط یک کلمه نیست
با یک معنی ساده......
این یک احساس است، در کنار قلب من
یک عاطفه است که وجود دارد به خاطر تو...
به خاطر خنده ی تو، به خاطر چشمان تو، صدای تو
که قلب مرا روشن می کند، کلماتم را، زندگیم را روشن می کند...
دوستت دارم یعنی تو برای من شادی می آوری ،
و به من آرامش می دهی...
دوستت دارم یعنی تو بهترین دوست منی
کسی که می توانم به طرفش بروم؛ کسی که می توانم به او اعتماد کنم...
دوستت دارم یعنی تو شگفت انگیزی
انکار ناپذیرو همینطور عجیب...
دوستت دارم یعنی تاابد...
در اين تنهاْيي تنها و خدا مانند
دلم تنگ است .
بيا اي روشن اي روشن تر از لبخند .
شبم را روز كن در زير سرپوش سياهيها .
دلم تنگ است .

آدم ها همينطور توده وار زياد مي شوند
آدم ها توده وار مثل موريانه هاي سياه ؛ زياد و زياد تر مي شوند
موريانه ها چوب را به انحطاط مي کشند و آدم ها يکديگر را
آدم ها موريانه وار ستون هاي چوبي انسانيت را به انحطاط مي کشند
و موريانه ها شرمزده به خانه باز مي گردند .

گناه بايد لذت داشته باشد
گناهي که لذت ندارد ؛ حماقت است
آدم ها گناه مي کنند و گناه مي کنند و گناه مي کنند و هيچ لذتي در پس گناهان بيشمارشان نيست
يا آدم ها خيلي احمق شده اند
و يا من در تعريف گناه اشتباه مي کنم


![]()
![]()
نسخه جديد نرم افزار معروف Nokia PC Suite براي مديريت گوشي هاي نوكيا در كامپيوتر از جمله: نصب برنامه - بازي - ريختن آهنگ - مسيج و ... .

:: عكس زير بيانگر انجام اين كار هست :

با ديدن عكس حتما متوجه شديد كه اين ترفند به چه درد مي خوره . شما براي انجام اين كار بايد در ريجستري ويندوز دسكاري كنيد .
خوب براي قرار دادن عكس پشت منوي بالاي فولدرها ابتدا روي منوي Start كليك كنيد و Run رو انتخاب كنيد .
در پنجره ي Run تايپ كنيد Regedit و اينتر بزنيد .
بعد از اين كار پنجره ي Regedit باز مي شه .
از قسمت سمت چپ پنجره به آدرس زير بريد :
HKEY_Current_User > Software > Microsoft > Internet Explorer > Toolbar
حال در قسمت سمت راست بايد يك داده ايجاد كنيد . براي اين كار در قسمت سمت راست پنجره راست كليك كرده و از New گزينه ي String Value رو انتخاب كنيد .
مي بينيد كه يك داده ايجاد كرده ايد ، بايد نام آنرا به BackBitmapShell تغير دهيد .
حال داده را باز كرده و آدرس عكسي را كه مي خواهيد براي پس زمينه قرار دهيد در آن وارد كنيد . توجه داشته باشيد كه فرمت عكس حتما بايد BMP باشد .( مثلا: E:\bgtoolbar.bmp ) .
باز هم اين نكته رو ميگم كه فرمت عكس حتما بايد bmp باشه ، وگرنه عكس در پس زمينه قرار نمي گيره .
دماغ و دهن. یه گردو
چوب چوب.یه گردن
اینمیه گردی تن
دست دست دو تا پا
انگشت ها و جوراب ها......
همین. میشه یه آدمک!! یه آدمک که روزای بچه گیمو باهاش شاد و خوشحال بودم. و راضی از اینکه آدمکی دارم که خودم کشیدمش!
ولی یه چیزیو جا انداختم!؟ یادم رفت واسه آدمکم دل بکشم که بتونه احساس کنه!
الان که آدمکم بزرگ شده و می تونه بفهمه.... موندم سردرگم که چطور بهش بفهمونم که دوسش دارم؟
اون معنی دوست داشتنو بلد نیست.
اگه روزی روزگاری کسی پیدا شد که یادش نرفته موقع کشیدن آدمکش براش قلب بکشه...
به آدمکش سفارش کنه که اگه آدمک منو تو سرزمین آدمک ها دید!
بهش بگه که سمی دوسش داره!!

بزرگی میگوید:
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست
عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود
و او هرگز نفهمد که چرا خیس نشد؟
روزي دختر كوچكي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد بر سر تيغي گرفتار. با احتياط تمام پروانه را آزاد كرد. پروانه چرخي زد. پر كشيد و دور شد . پس از مدت كوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت: به سبب پاكدلي و مهربانيت. آرزويي را كه در دل داري بر آورده مي سازم. دخترك پس از كمي تامل پاسخ داد: من مي خواهم شاد باشم. پري خم شد و در گوش دخترك چيزي زمزمه كرد و از ديده او نهان گشت. دخترك بزرگ مي شود. آن گونه كه در هيچ سرزميني كسي به شادماني او نيست. هربار كسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد: من به حرف پري زيبايي گوش سپردم. زماني كه به كهنسالي مي رسد. همسايگان از بيم آنكه راز جادويي همراه او بميرد. عاجزانه از او مي خواهند كه آن رمز را به ايشان بگويد: به ما بگو پري به تو چه گفت؟ دخترك كه اكنون زني كهنسال و بسيار دوست داشتني است. لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد: پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي كه به ظاهر دارند. به هم نيازمندند!.

این همه عشق و زیبایی رو تقدیم میکنم به همه دوستای گلم مخصوصا نیمایه عزیزم
امیدوارم همیشه شادباشید و سلامت![]()

خدا مشتي خاک را بر گرفت.
مي خواست ليلي را بسازد؛
از خود در او دميد.
و ليلي پيش از آن که با خبر شود عاشق شد.
سالياني ست که ليلي عشق مي ورزد.
ليلي بايد عاشق باشد .
زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمد؛
عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران زمين است؛
نام ديگر انسان.
سلام سلام سلام به همگی دوستای گلم![]()
واقعا از همتون معذرت میخوام بابت اینکه این اواخر زیاد نمی تونم به وب لاگای قشنگتون سر بزنم ![]()
به جاش براتون چندتا عکس باحال گذاشتم ببینید و حالشو ببرید![]()





معذرت معذرت ولی نمی دونم چرا اینطوری میشه ولی قول میدم دوباره در اولین فرصت علیرضا و حمید رضا رو هم همراه با مجید اخشابی براتون بذارم
آلبوم جدید " نیما رسولی - پسرای آبی "
آلبوم محبوب ترین دی جی ایرانی ---> دی جی رامین
1. همدم صادق
2. آرش
3. چشمای ناز
4. صیغه
5. بنیامین ریمیکس
6. آرش کلاب ریمیکس
7. طلوع
8. بارون
9. بلک کتس
10. نازی جون
11. Kiss Kiss
12. Get Low
آلبوم عاشق ترین از کورس

آلبوم " DJ TUPIC - LOVE&MUSIC "
و حمیدرضا و علیرضا

- ( Persian Dance Mix ( Part 1
- ( Persian Dance Mix ( Part 2
- Persian Reggaetton
- Persian Slow Mix
- Persian Trance
جدیدترینها . . .
اگه عشق منی ...علی
یه آهنگ از dj نگار به نام خدای مهربون که واقعاً زیباست
آلبوم رپ - Fa Territory
آلبوم جدید " آرمین و سامان - تک ستاره "
1- تك ستاره
2- يه روز مياي كه ديره
3- مهدي موعود
4- عشق دروغين نمي خوام
5- مرهم دستات (مادر)
6- لالايي بارون
7- اسكله ي عشق
8- لحظه ي سخت جدايي
9- قسم به اشكات
10- اين آخرين ترانه ست

اونوقت میگن آقایون تنبل نیستن بفرما
می گیره

هوا بویه نم گرفته
دوباره دلم گرفته
صدایه گریه یه بارون
تو خیابون دم گرفته...
نه بابا دله من نگرفته ولی هوا منو یاده این ترانه بنیامین انداخت
همینجوری نوشتمش
امیدوارم هر کجا هستید شاد و خوش و سلامت باشید
AMO - آمو
Yad To - ياد تو
1385
برای دانلود بر روی آهنگ مورد نظر کلیک نمایید . كيفيت 192

بارون و دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیشه منی
وقتی که بارون می باره ...
![]()
هنوزم بارون برام مقدسه
هنوزم بارون برام یه رحمته
هنوزم میخوام باهاش همراه بشم
هنوزم میخوام باهاش رویا بشم
هنوزم صداش برام نیایشه
هنوزم بویه خوشش نوازشه
هنوزم اون قطره هاتو دوس دارم
هنوزم اون گریه ها رو دوس دارم
هنوزم دلم باهات آروم میشه
هنوزم چشام ببین زیبا میشه
هنوزم بارون، برام زیارتی
واسه من همیشه حکم نعمتی
هنوزم وقتی مییای داد میزنم
تو دلم حاجتو فریاد میزنم ... ![]()
اصلا بی خیال مجید اخشابی
تو یه فرصت دیگه واستون میذارمش
میگن بهترین براوزر اینترنته .
سرعت بالایی داره و صفحات وب رو با سرعت خارق العاده ای باز میکنه و همین طور pop-up ها و ویروس ها رو به طرز وحشتناکی میگیره و با این بروزر خیلی امکانش کم هست که ویروس وارد کامپیوتر شما بشه . در ضمن زبان فارسی هم داره که دیگه به از بهتر ! در ضمن در این ورژن از قابلیتی به نام Roboform استفاده شده که شما احتیاجی نیست که هر دفعه برای پر کردن فرم ها یا وارد شدن به آی دی ایمیل یا امثال اینها یوزر و پسورد خودتون رو وارد کنید بلکه خودش اطلاعات شما رو در یک قسمت به طور مطمئن و بدون اینکه عوامل خارجی بتونن بفهمن که این فایل چی هست و به اطلاعات شما دست پیدا کنند ذخیره میکنه و در مواقعی که به اونها احتیاج دارید استفادشون میکنید .
من setup ش رو دانلود کردم زود دانلود میشه . فکر کنم امتحانش ضرر نداشته باشه.
لینک دانلود برنامه | حجم : ۱.۶۱مگابایت
دوستای عزییییییییییییییییییز
امروز تولد ۶۵ سالگیه رادیو بود
نمی دونم چند نفرتون می دونستید یا اصلا چند نفرتون رادیو گوش میدید
ولی خدایی من که باهاش حال میکنم
اینم آدرسه سایت رادیو جوانه
این پستم مخصوص داداش حمزه گلم
تولدت مبارک![]()

ایول ایول
خوشم اومد دیدید چه کردند
بروبسچ استقلال رو میگم
واقعا خسته نباشند
جشن قهرمانی به همه ی ss ی ها مبارک

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ
و خيانت، جاهطلبي و ... هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضي پارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشان را ميدادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم. نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني!
آدمها خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ميكني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق يخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشتهام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. ميخواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بيدليام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود



