
چه زيباست وقتي دعا مي کني بهار به دل همه راه پيدا کنه و دل همه
بهاري بشه اونوقته که از هفت سين آرزوهاي قشنگت طيفي از رنگهاي
رنگين کمان ايجاد مي شه که از طرف آسمون به دلت راه پيدا کرده .
وقتي تو آرزو کني دل ديگري هم بهاري بشه اين رنگين کمون هفت آرزو
از دل تو به دل بقيه هم يه کمان مي ندازه ...
حالا فکرش رو بکن وقتي همه براي هم آرزو کنن تا دلشون بهاري بشه
چه کمانهايي از آرزوهاي زيبا از دلهاي عاشق به دلهاي عاشق ديگه
کمان مي ندازه و دل همه راهي به سوي آسمون پيدا مي کنه .
پس آرزوهاي سبزت رو براي همه بخواه تا دنيا قشنگ تر و بهار دل ها
رنگين کموني تر بشه .
دلتون بهاري .
سال نو مبارک. ![]()

البته اربعین رو نباید فراموش کرد چون امام حسین قربونش برم بر همه
چیز ارجعیت داره
سال خوبی داشته با شید قربان همگی تون سمیرا![]()
آقا محمد (مترسک)درخواست کرده بود تا یک سری themes برایSonyericsson بذارم ......بفرما
البته با کمک آقا حامد گل(مرسی).
امیدوارم سال خوشی را در پیش داشته باشید.
برای دانلود فایل گزینه free از پایین صفحه را انتخاب کنید...صبر کنید تا شماره معکوس تمام شود سپس کد داده شده را در کادر مقابلش وارد و فایل را دانلود کنید.

اینم عیدی من واسه شما
|
خداي من ، يک سال گذشت هرچه کردم ، ديدي و هر چه بخشيدي و عفو کردي نديدم خداي من ، هراسان شدم پناهم دادي ، بيمار شدم شفايم دادي .آرامش و امنيت که رسيد ، طبيب و پناه را از يادم بردم . خداي من ، يک سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه و سيصدوشصت و پنج روز. چگونه است که رهايم نميکني؟ چگونه است که هرگز، هرگز از تو نااميد نميگردم؟ اين چه رسم خدايي است؟ خداي من آواي ملکوتي يا مقلب القلوب و الابصار مي آيد. تو مرا ميخواني که بخوانمت ؟ اين منم با حسرت سال هاي رفته يا مدبر الليل و النهار . اين منم با هزاران اميد به سال هاي پيش رو يا محول الحول و الاحوال . خداي من بندگي ام را بپذير ، التماس مرا بشنو حول حالنا ، حول حالنا. خداي من آرزويم چه شد؟ الي احسن الحال . خوب من ، بوي عطر تحويل مي آيد . چه مبارک تقديري! ![]() |
گفت چرا واسه تولدم پیغام تبریک نذاشتی
چشم اینم تقدیم به شما
همراه با![]()

امیدوارم سال خوبی داشته باشی همراه با موفقیت و شادکامی و سلامتی
(مراقب خودت هم باشی تا دیگه سرما نخوری)![]()
آلبوم جدید حمید و آرمین به نام ریتم عشق...
پيشينه كوتاه چهارشنبه سوري :
جشن سوري و يا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوري ميخوانيم ، جشني است كه مانند بيشتر جشن هاي ايراني كه به ستاره شناسي بستگي دارند مبدا همه حساب هاي علمي و تقويمي است . در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترين حساب گاه شماري جهان را نموده و كبيسه پديد آورده و تاريخ كهن را درست و منظم كرده است .
بر خلاف بعضي از مناسبت ها اين مناسبت سر منشا اي كهن و باستاني در تاريخ اين آب و خاك دارد ، و از اهميتي به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار است .
ازين رو شايد از آنچه كه بايسته اين مناسبت تاريخي بوده كمتر به آن توجه شده !
بر ماست كه دست كم در مورد بعضي نكات برجسته آن بيشتر از آنچه تا حال ميدانسته ايم بدانيم .
جشن سوري تنها يك جشن ساده نيست ، جشن سوري يك ياد آوري از گوشه اي از تاريخ غرور آور اين آب و خاك است .
يك اشاره :
در كتاب تاريخ بخارا اشاره شده كه منصور بن نوح از شاهان ساماني در نيمه اول سده چهارم هجري اين جشن را برگزار ميكند كه موجب آتش سوزي در قصر او نيز ميشود :
"..... و چون امير سديد منصور بن نوح به ملك بنشست اندر ماه شوال سال سيصد و پنجاه به جوي موليان ، فرمود تا آن سراي ها را ديگر بار عمارت كردند و هر چه هلاك و ضايع شده بود بهتر از آن به حاصل كردند . آن گاه امير سديد به سراي بنشست و هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوري چنانكه عادت قديم است ، آتشي عظيم افروختند . پاره اي آتش به جست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي بسوخت و امير سديد هم در شب به جوي موليان رفت ....."
آنچه از اين بخش برداشت ميشود اين است كه بطور يقين اين جشن در سيصد و پنجاه هجري و در ماه شوال كه مصادف با پايان سال شمسي بوده توسط يكي از شاهان ساماني در بخارا و جوي موليان برگزار شده . و آنجا كه نگارنده به " عادت قديم است"
اشاره ميكند مشخص ميشود كه اين جشن از سالها و بلكه سده هاي پيش در ايران رايج بوده .
اما هيچ اشاره اي به روز آن نشده ، يعني شب چهار شنبه سوري .
جشن سوري يا چهار شنبه سوري! ؟ :
امروزه ما مردم ايران هر ساله به شكل هاي مختلف جشن چهار شنبه سوري را برگزار ميكنيم ، در جاي جاي ايران اين جشن به صورت هاي مختلف برگزار ميشود كه نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت هاي بسياري دارد .
در شهر هاي بزرگ به نظر مي رسد كه رسوم و آداب اصيل جشن سوري رو به فراموشيست و آنچه بدان تبديل شده يك فستيوال جديد است كه هيچ ربطي به اصل جشن سوري ندارد! ( البته بايد ياد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر هاي كوچك و روستا ها پيوند هايي بين چهار شنبه سوري و خود جشن سوري ديده ميشود كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد ) .
تا به حال بر اساس تحقيقات محققين و پژوهشگران هيچ سند تاريخي براي روز دقيق برگزاري جشن سوري در زمان باستان بدست نيامده .
آنچه مسلم است اين است كه ممكن نيست در ايران باستان جشن سوري در يك روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار ميشده !
چرا كه تقويم ايران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشته !
يعني هر روز نام خاص خود را داشته . روز شماري كه ما امروزه از آن استفاده ميكنيم كه بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتي كه هر بخش يك روز است و در كل به آن هفته ميگوييم تقسيم شده ، پس از ورود اعراب به ايران و از روزشمار تازيان برداشت شده .
پيش از آن ماه هاي ايراني به صورت پنج پنج تقسيم ميشده كه به هر يك پنجه ميگفتند .
مثل تقسيمي كه در مصر باستان و بابل رايج بوده .
تقويم ايران باستان شامل دوازده ماه سي روزه بوده( سي روز بي كم و كاست و نه سي و يك روز ) و در سال كبيسه پنج روز با
الهام از پنج نام گاثاها به سال اضافه ميكردند ، اين پنج روز را در مجموع پنجه ، خمسه ، پنجه دزديه ، خمسه مسترقه ،
گاه ، اَندَرگاه ، بِهيزك و پنجه وِه ميگفتند .
بر اين اساس در ايران باستان زمان جشن سوري نميتوانسته در شب چهار شنبه بوده باشد ، چرا كه اصلا شنبه و چهار شنبه
و آدينه اي برقرار نبوده !
خصوصيات شب چهار شنبه :
در روزشماري تازيان و اعراب چهار شنبه روز منحوس و نا مباركي شمرده مي شود ، يكي از دلايلي كه به نظر مي رسد بعد ها جشن سوري به شب چهار شنبه منتقل شد همين است ، يعني سعي ميشده شب
چهار شنبه را كه نحس و نا مبارك بوده را با جشن و سرور بگذرانند و در آن شب و روز دست از خريد و فروش و كسب و كار بكشند چرا كه اعتقاد داشتند به دليل نحسي چهار شنبه هر معامله و كسبي كه در آن شب و روز نيز انجام شود نا مبارك خواهد بود ، جاحظ در تاليف خود به چهار شنبه يا يوم الرباع اشاره ميكند و ميگويد :
" وَ الاِربَعاء يَوم ضنك و نَحس "
همچنين منوچهري دامغاني نيز در يكي از اشعار خود به نحسي اين روز اشاره كرده و گفته :
چهار شنبه كه روز بلاست باده بخوربسا تكين مي خور تا به عافيت گذرد
چنان كه از نظر گذشت چهار شنبه در تقويم تازي داراي خصوصيات منحوس بوده ( مثل روز 13 فروردين )
شايد به همين جهت بوده كه مردم سعي داشتند شب چهار شنبه آخر سال را به جشن و پايكوبي بگذرانند و دست از كسب و كار بكشند تا بدين شكل از نحسي آن در امان باشند !
و جشن سوري بهترين بهانه براي برگزاري اين فراغت بوده ، همانند آنچه مردم در سيزده فروردين انجام ميدهند ، با اين تفاوت كه جشن سوري داراي پيشينه بسيار غني تاريخي و اعتقادي ميباشد .
پس شايد بعد ها به همين دليل جشن سوري را به شب چهار شنبه نحس آخر سال انتقال دادند .
ارتباط با قيام مختار :
يكي ديگر از حدس هايي كه براي چگونگي انتقال جشن سوري به شب چهار شنبه ميتوان زد ارتباط آن با مختار سردار شيعه عرب است كه به خون خواهي شهداي كربلا كه به نا حق در كربلا توسط لشكر يزيد پسر معاويه با
شقاوت كشته شده بودند قيام ميكند .
گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنكه از زندان آزاد مي شود ، به خون خواهي شهداي كربلا بر مي خيزد .
آنگاه براي انكه مخالف را از موافق تشخيص دهد و بر كفتار ها بتازد فرمان داد تا شيعيان راستين آن حضرت بر بام خانه ها اتش بي افروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال .
يكي از حدس ها اين است كه شايد به اين دليل بوده كه از آن پس مردم ايران كه دوستدار اهل بيت رسول اكرم اسلام و حضرت سيد الشهدا هستند ، آن شب را پاس ميدارند و به ياد آن شب چهار شنبه را با جشن سوري همزمان جشن ميگيرند ، كه در آن شب دوستداران واقعي حضرت سيد الشهدا شناخته شدند .
يك عقيده كهن ايراني :
در اعتقاد مردم باستان فروهر ها به مدت ده شبانه روز از جايگاه اصلي و آسماني خود به شهر و ديار خود فرود آمده و ميان بازماندگان زندگي ميكنند . تا پيش از روز بيست و پنجم اسفند ماه كه در شب آن ، يعني شب بيست وششم فروهر ها فرود مي آيند .
در اين روزها بازماندگان لباس نو تهيه ميكنند و در اتاق ها به ويژه اتاق درگذشتگانشان نقل و نبات و شيريني و ميوه و سبزي و گل و كتاب مقدس و شمع روشن و چوب هاي خوشبو در سفره مينهند . كدورت ها و نقارها را بر طرف ميكنند . بهان اميد كه چون روان درگذشتگان به ميان آنان آمدند شاد و راضي باشند و به بازماندگان دعا و بركت عنايت كنند .
در اين شبها مردم بر سر بامها براي راهنمايي روان درگذشتگانشان آتش روشن ميكردند تا در فروغ و روشناي آن آتش ، روان درگذشتگان در روشنايي وارد خانه بازماندگان شوند ، همچنين رسم بوده كه كنار آن آتش كه بر پشت بام روشن ميكردند خوراك هاي ويژه اي نيز قرار دهند .
دليل توجه به فروغ و روشن كردن آتش :
نگويي كه اتش پرستان بدند پرستندگان پاك يزدان بُدند
"فردوسي"
فروغ به معني نور و روشنايي است ، بر اساس تعليمات زرتشت از آتش كه يكي از مخلوقات اهورا مزدا ميباشد نيز نشات ميگيرد .
بر خلاف يك تصور نا بجا تقديس آتش نه به دليل پرستش آن مي باشد كه در واقع نوعي نشانه و اثر از روشنايي و حقيقت اهورا مزدا ميباشد ، و نقشي كنايه اي دارد .
در زمان ايران باستان و همچنين پيروان امروزي آيين مزديسني از آنجا كه براي اهورا خالق مطلق گيتي سمت و سويي جغرافيايي و مادي قائل نيستند هر جا كه فروغي ديده شود آن را نشانه اي صوري از وجود روشنايي و حقيقت و وجود اهورا مزدا ميدانند ، از اين روست كه در هنگام نماز رو به فروغ نماز ميگذارند .
در تعليمات مزديسني انگره مينو ( از دو بخش انگره + مينو تشكيل ميشود انگره به معني فشرده و خلل رساني است و مينو از من مي آيد كه در زبان سنسكريت به معني دانش است ) سبب بدي و زشتي و پليدي در اريكيست و در نقطه مقابل آن سپنتا مينو * ( از دو بخش سنتا + مينو تشكيل شده در اينجا سپنتا به معناي سود رساني و مينو هم معني قبل است ) قرار دارد كه سبب خير و خوبي و نيكيست و در روشنايي و فروغ جاودان قرار دارد .
همچنين آتش در زمان باستان داراي خاصيت ضد عفوني و در واقع از بين برنده بيماري و بدي بوده كه اينها همه به خواست اهورا مزدا بدست انگره مينو توليد ميشدند .
ازين جهت و دلايل ديگر براي تقديس آتش است كه در آيين باستاني ايران آتش تقديس ميشده و اكثر مراسم و جشن ها با حظور آتش بر گزار ميشده و ميشود .
البته ديلي ديگري نيز وجود دارد و آن آتشي است كه زرتشت با خود به همراه داشته و بي دود بوده ، بحث در مورد ان آتش از حوصله اين نوشت خارج است ، براي مطالعه بيشتر رجوع شود به كتاب فروغ مزديسني .9
سه حدس براي تعيين زمان اصلي جشن سوري در ايران باستان :
به طور تحقيق ميتوان تاريخ برگزاري شب سوري را در ايران باستان از سه مرحله بيرون ندانست يا در شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه كوچك (از بيست وششم اسفند تا سي ام مي باشد ) يا نخستين شب از ده شب و روز فروردگان ( شايد همان عيد نوروز باشد ، اين جشن پيش از زرتشت نيز در ايران شرقي رواج داشته هنگام اصلي آن پنج روز كبيسه يا پنجه دزيده يا اندرگاه است) قرار دارد ، يا در اولين شب پنجه بزرگ يا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است ) كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرين گهنبار محسوب ميشود دانست .
و يا در آخرين شب سال قرار داد كه جشن اصلي همسپتدم وآخرين گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوي و شش تقسيم سال به شمار مي روند كه بر اساس زندگي جوامع دامدار و كشاورز اين چنين تقسيم به وجود آمده است ) البته اين تقسيم بندي مختص به ايين زرتشتي نيست ، چه پيش از زرتشت نيز در ايران و هند چنين گاهنبار هايي وجود داشته كه با خواندن سرود ها و ادعيه هاي ويژه مذهبي و نماز برگزار ميشده ) و جشن آفرينش انسان است .
( گهنبار مواقع آفرينش و خلقت زمين است در كل شش گهنبار عبارتند از : 1: ميديوزرم – Midyuzarm- 2: ميديوشم – Midyushcm 3: پيتي شهيم - Pityshahim 4 : اياترم – Ayathcrm 5: ميديارم – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و اين شش با احتساب تاريخ فعلي به ترتيب :
1 : از يازده تا پانزدهم ارديبهشت ماه
2: از يازدهم تا پانزدهم تير ماه
3 : از بيست و شش تا سي شهريور ماه
4 : ازبيست و شش تا سي مهرماه
5 : از ده تا چهار ده دي ماه
6 : از بيست و پنج تا آخر اسفند ماه )
گوشه اي از سنن مختلف ايراني كه رو به فراموشي هستند:
لُرك آجيل مشكل گشا :
يكي از مراسم بسيار مورد توجه شب چهارشنبه سوري ، تشريفات فراهم آوردن آجيل مشكل گشا مي باشد . اين آجيل وجهي تمثيلي دارد . هر كس كه مشكل و گرفتاري داشته باشد با تشريفاتي اين آجيل را تهيه و به عنوان
نذر و فديه ميان ديگران پخش مي نمايد . بي گمان در شكل اوليه ، اين تقديم و اهدايي بوده جهت فروهر ها كه بر سفره مينهادند تا موجب خشنودي شان شود .
لُرك همان آجيل گهنبار هاست كه معمولا از هفت نوع ميوه خشك است شامل : پسته ، بادام ، سنجد ، كشمش ، گردو ، برگ هلو ، انجير و خرماي خشك كه در مراسم آفرينگان ها ، گهنبار ها ، جشن خواني ، جشن نوزادي ، در مراسم سدره و كشتي بندي*( سدره : پيراهن سفيد و پنبه اي است كه بر تن ميكنند ، كشتي : طنابي است كه از پشم بافته شده و آن را با ترتيب خاصي به كمر مي بندند ، زرتشتيان از اين دو در مراسم خاص مثل نماز استفاده ميكنند ) و ديگر اعياد به مدعوين داده مي شود .
در اعتقادات عامه مردم مسلمان است كه شب جمعه آخر سال يا شب چهار شنبه يا آخرين شب سال ، اهل قبور و ارواح مردگان بايد زيارت شوند و آنكه در اين شب ها بيدار و منتظر و بر بام خانه هاي خود در آمده تا كه بازماندگان به نام آنان نذور و خيرات دهند و هم چنين مرسوم است در چنين شبهايي در گورستان ها بر سر قبر عزيزان شمع يا چراغ بيفروزند .
همه اين ها و بسياري ديگر ياد آور مراسم مردم ايران قديم است كه براي فروهران در ده روز پايان سال كه ايام فروردگان است انجام مي دادند و امروزه كم و بيش نيز زرتشتيان انجام مي دهند .
رسوم شب چهار شنبه سوري درآذربايجان :
ميان بعضي طوايف و ايل ها در آذربايجان ، رسوم – دست نخورده تر
و سالم تر باقي مانده چنانكه شب چهار شنبه سوري از نوروز مهمتر و مورد توجه تر بوده و با تشريفات فراوان برگزار مي شود و رسوم و آدابي كه انجام مي دهند ، ياد آور جشن فرودگان است . به نظر مي رسد كه ايام فروردگان شب سوري و چهار شنبه سوري حاليه از نوروز عهد قديم نيز با توجه و اقبال بيشتري رو به رو بوده :
ميان مردم ايل خليكانلو ( ايل حلالي ) در آذربايجان غربي در شب اول اسفند عيد خضر نبي معروف است . پيدايش اين عيد به سبب پايان زمستان است كه معتقدند از تلف شدن احشام جلو گيري ميگردد . در اين شب دوشيزگان و بانوان و جوانان ده به رقص چوبي مشغول و در هر ده يك نفر خود را به طور عجيبي آراسته مانند حاجيب فيروز عيد نوروز در رقص شركت ميكند ... به
عيد نوروز چنان اهميت نمي دهند ، ولي براي چهار شنبه سوري بيش از عيد نوروز اهميت قايلند . در اين شب بهترين غذا ها را طبخ و آتش بازي بر پا مي شود و تا نيمه شب ادامه دارد ......
مردم ايل قره پاپاق به عيد نوروز خيلي اهميت مي دهند و ماه اسفند را ماه عيد گويند . چهار شنبه اول اسفند را دروغگو ، دوم را راستگو ، سوم را سياه و چهارم را (( اجرا )) گويند . روز چهار شنبه اول جوانان روي بام يا تپه رفته و آتش افروخته نشانه روي و تير اندازي ميكنند . در چهار شنبه سوم كساني كه در عرض سال خانواده يا بستگان آنها فوت نموده با طبق هاي ميوه
و شيريني سر خاك رفته و پس از فاتحه خواني شيريني و ميوه را به مستمندان ميدهند . در روز چهار شنبه سوري ، يعني چهار شنبه آخر ، اهالي لباس نو مي پوشند و با هلهله و شادي به آتش افروزي مي پردازند و به ديد و باز ديد ميروند . صبح روز چهار شنبه آخر ، پيش از طلوع آفتاب زن و بچه كنار رودخانه رفته از آب چهار شنبه استفاده نموده و كوزه خود را پر كرده براي سال نو تيمناٌ نگه مي دارند"
پيشتر ها و شايد امروزه درآذربايجان و بخصوص اروميه رسم كجاوه اندازي رايج بوده . شب چهار شنبه سوري بر بام خانه ها مي روند و كجاوه اي را كه زينت كرده اند و بر آن طاق شال كشيده و آيينه بندي كرده اند با طنابي از بام به سطح خانه فرود مي آورند و مي گويند : (( بكش كه حق مرادت را بدهد )) كسي كه در خانه است مكلف است كه در آن كجاوه شيريني و
آجيل شور و شيرين و ميوه خشك بريزد و پس از آن كه چيزي در آن ريختند با طناب آن را بالا مي كشند و به خانه ديگر مي روند . مخصوصا جوانان تازه داماد كه هنوز عروس را به خانه نياورده اند موظفند چنين كجاوه اي را به بام خانه عروس ببرند و اگر نتوانند از بام بالا روند ، بايد پشت در خانه بروند و پنهان شوند كه كسي نبيند وو كجاوه را به طريقي به پشت اطاق برسانند تا چيزي دريافت كنند .
در تبريز آتش افروزي وگره گشايي از عناصر اصلي چهار شنبه سوري هستند. آجيل چهار شنبه سوري و خشكبار ، از مهمترين عناصر و سنن اين جشن در تبريز است . اگر دوست و ميهمان واردي در اين شب داشته باشند ، از رسوم است كه خوانچه اي آجيل و خشكبار براي او بفرستند . ديگر ويژه گي هاي رسوم مردم تبريز آن است كه از بام خانه ها به سر عابران آب مي پاشند . اين سنت از آداب كهن ايراني است و در زمان ساسانيان معمول بوده است كه در جشن نوروز به يكديگر آب مي پاشيدند . و هنوز در ميان ارمني ها و زرتشتي ها چنين رسمي باقي است .
در ميدان ارك تبريز هم توپي بود چون توپ مرواريد تهران و شيراز كه زنان و دختران براي حاجت خواهي بدان متوسل مي شدند . در شب چهار شنبه سوري ، تير اندازي در تبريز از رسوم بسيار متداول بود .
رسوم شب چهار شنبه سوري در تهران و اطراف آن :
اين رسم در روستا هاي نزديك تهران معمول بوده و شايد هنوز نيز اجرا شود ، بدين شكل كه جوانان به ويژه پسر هاي جواني كه نامزددارند از روي بام خانه دختر ، شال هاي خود را فرو مي اندازند و صاحب خانه شيريني و گاه پيراهن و غيره ..... در آن ميپيچد و گره ميزند . كساني كه شال يا كجاوه مي اندازند هميشه نا مرئي هستند و نبايستي شناخته شوند .
در ميدان ارگ تهران توپ كهن سالي بود كه مدت صد سال بر فراز صفه اي* ( جاي سايه دار غرفه مانند ) جا گرفته بود و چون پيران زمين گير از جاي خود نمي جنبيد . شب هاي چهار شنبه سوري زنان و دختراني كه حاجتي داشتند مخصوصا ان دختراني كه در آرزوي شوهر بودند از آن توپ بالا مي رفتند و بر فراز آن دمي مي نشستند و از زير آن مي گذشتند و در بر آورده شدن آرزوي خود شك نداشتند و بچه هاي شير خوار را كه به اصتلاح نحسي مي كردند يا ريسه مي رفتند از زير توپ مرواريد و سر در نقار خانه ميگذراندند . اين توپ را توپ مرواريد مي ناميدند و افسانه هاي گونا گون درباره آن مي گفتند مردم تهران در چندين سال پيش كه از سر در نقار خانه بالا مي رفتند ، كوزه اي آب نديده با خود بالا مي بردند و از آنجا به زيمن مي افكندند و مي شكستند و كساني كه بدان جا دست رسي نداشتند ، از بام خويش كوزه را به زمين مي افكندند . اين كار در بسياري از شهر هاي ايران هنوز معمول است و در سده هاي سوم و چهار هجري ، در بغداد نيز رايج بود . عقيده بر آن است كه بلا ها و قضا هاي بد را در كوزه متراكم كرده اند و چون بشكنند آن قضا و بلا دفع شود .
كردستان :
در پايان وا پسين روز اسفند ماه ، يعني در هنگام فرو نشستن آفتاب ، كردها خود را آماده افروختن اتش ميكنند ..... در بالاي بام ها و فراز كوهها ، آتش نوروز را با شكوه هر چه بيشتر مي افروزند ( در حالي كه اصل و بنياد و علت آتش افروزي را كه مربوط به نوروز نيست فراموش كردند ) و شادي ميكنند ، پسران و دختران گروه گروه در پيرامون آتش مي ايستند و پايكوبي و شادي ميكنند .
......روستائيان در شب جشن ، گندم و نخود و كنجد و شاهدانه را توي ساج برشته ميكنند و آنها را با ديگر ميوه هاي خشك كه گردو و پسته و ..... در هم مي آميزند و بدين شكل آجيل جشن رات فراهم ميكنند ( همان آجيل لرك يا هفت مغز ) ..... ،
هم چنين در شب چهار شنبه سوري در آوند ( ظرف )هاي ويژه اي نگه ميدارند. تا اگر كسي از خانواده شان بيمار شود ، از آن آب بدو بدهند ، چون باور دارند بيمار اگر از آب شب چهار شنبه سوري را بنوشد بهبود مي يابد . ... زنزان نا زا دران شب به پشت بام ها مي روند و هر يك كليد ( يا قفل ) بسته اي را با خود مي برند و از روزنه خانه اي به سخن هاي مردمآن گوش ميدهند . هر گاه از خوشي ها گفت و گو كنند ، مي گويد : اي كليد به نياز درونيم باز شو و خود كليد ( قفل ) را باز ميكند و آنگلاه با دلي خوش باز مي گردد .
خراسان :
مردم خراسان در شب چهار شنبه آخر سال ، نزديك غروبافتاب ، هر خانواده يا گروهي ، هفت يا سه بوته خار روشن مي كنند . سپس پير و جوان و كوچك و بزرگ از روي آتش مي پرند و براي دفع شرور و زيان ، اين شعر را مي خوانند :
زردي ما از تو سر خي تو از ما
در برخي روستا ها ، هنگام پريدن از روي آتش ، اين شعر را مي خوانند :
آلا به در ، بلا به در دزد و حيز از دِها به در
در توضيح شعر دوم ، آلا ala همان ال است كه زني موهوم و لاغر اندام و بلند قد و سرخ روست كه بيني اش از گِل و كارش
دزديدن جگر زنان زائوست .! دِها deha به ادم دزد و چشم دريده گويند .
با خواندن اين ترانه ها و پريدن از روي آتش آل ها و دزد ها و زيانكاران را از روستا و خانه هاي خود مي رانند .
ديگر رسوم شب چهار شنبه :
همچنين ديگر رسوم شب چهار شنبه از قبيل : كوزه شكني ، فال گوش ، گره گشايي ، بخت گشايي دفع چشم زخم و بخت گشايي كندر و خوشبو ، قليا ( زاج سياه را گويند ، و زاج خود از نمك هاي طبيعي است ،
بي بو و بي مزه ) سودن ، آش بيمار ، فال گرفتن با بلوني ( كوزه دهانه گشاد ، شبيه شيشه هاي مربا ) ، در اكثر شهر ها و شهرستان هاي ايران كم و بيش و با اختلافاتي انجام ميشود .
مثلا در مورد بخت گشايي سنت تقريبا يكيست اما در اصفهان محل آن سنگ سوراخي در قريه مورگان است ، در تهران و شيراز و تبريز توپ مرواريد در همدان شير سنگي و ...........
شيراز :
آتش افروختن در معابر و خانه ها ، فال گوش ايستادن ، اسپند سوختن ، نمك گرد سر گرداندن ، در موقع اسفند دود كردن و نمك گردانيدن همراه با اوراد * ( دعا ها و ذكر ها ، جمع ورد ) مخصوصي است كه زنان مي خوانند . قلمرو چهار شنبه سوري در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نيز توپ كهنه اي است مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت ميخواهند ( البته در گذشته دور كه اينك در شسراز و تهران هر دو اين رسم منسوخ شده است ).
در سروستان (كه در حدود نود و دو كيلومتري شرق شيراز قرار دارد ) نيز مراسم چهار شنبه سوري تشريفات خاصي دارد :
" در غروب آخرين چهار شنبه سال ، مراسمي بسيار ساده بر پا ميشود . به اين ترتيب كه توي كوچه ها ، ميدان ها و اغلب خانه ها ، خرمن هاي خار و گون آماده را با شعله اتش مي افروزند و همه با سرور و شادي از كوچك و بزرگ از روي آن مي پرند و با هر پرشي اين شعر را مي خوانند :
هاجنگ شير ، ها جنگِ شير / بالا بي شين ، خود شير اومد رسيد .
و يا : سرخي تو از من زردي من از تو
يك حدس در مورد دليل آتش افروزي در چهار شنبه سوري ! :
" ....ميگويند ضحاك ( يا اژدهاك از شاهان ماد ) شخصي را بنام اورامانيل مامور كرده بود كه هر روز دو جوان خوبرو را بكشد و از مغز آنان براي مار هاي دوش وي خوراك فراهم اورد و هر روز دو جوان خوبرو به او سپرده ميشد . اورامانيل با تدبير يكي از آن دو را كشته و ديگري را پشت كوه ها پنهان مي كرد . وقتي فريدون به شاهي رسيد علت اين كار را از او پرسيد
و پاسخ شنيد كه ميخواستم يكي ازآنان را از مرگ نجات دهم . فريدون مشعل داراني به مشعل هاي افروخته به كوه گسيل ميدارد و جوانان پنهان شده را باز يافته ، با سرور و شادي به شهر مي آورند . از آن روز به بعد مردم به ياد رفتن آن جوانان آتش مي افروزند !
در مورد ضحاك يا اژدهاك ، البته روايت مار دوش بودن او بيشتر حالت يك افسانه دارد .
اژدهاك يا ايشتوويگو در واقع آخرين شاه ماد بود كه قساوت بسياري در حكمراني به خرج ميداد ! :
....ولي ايشتوويگو ، كه روزي نسبت به هارپاگ خشمناك شده بود ، دستور داد از تن بي سر و دست فرزند او خوراكي فراهم آورند و پدر را مجبور كردند كه از گوشت تن فرزندش بخورد . هارپاگ فرمان را اجرا كرد و گفت هر چه شاه امر فرمايد مايه شادي او مي شود ؛ ولي كينه را در دل خود نگاه داشت و بعد ها به كمك كوروش بزرگ برخاست تا ايشتوويگو * (اژدهاك يا
ضحاك ) را خلع كنند . كوروش جوان ، فرماندار ولايت انشان* ( شامل خوزستان و بختياري امروز ) ، كه در فرمان ماديان بود ، عليه شاه زن صفت و ستمگر اكباتان *( به معني محل تلاقي چند راه است كه پايتخت ماد ها بوده ) قيام كرد . ....... پس از آن ، دولت پارس رفته رفته كارش به جايي رسيد كه تمام خاور نزديك را به زير فرمان خود در آورد .

چه آتشي ،چه آتشي ، چه پيچ و تاب دلکشي
جرقه ها ، ستاره هاي زرنشان
زبانه ها ، شراره هاي زرفشان
ستاره بارد از زمين بر آسمان و کهکشان
صداي خشک سوختن
نويد مي دهد به من ، که مي رسي به جان ز تن
اگر رهي ز خويشتن
![]()
هر چند که امسال من نتونستم برم میرون و چهارشنبه سوری رو پای کامپیوتر سر کردم (البته چندتا شیرین کاری از نجره داشتیم داش)![]()
ولی امیدوارم به همتون خوشگذشته باشه و بگذره
دیگه آخرین روزای ساله امیدوارم سال خوبی رو پشت سر گذاشته باشید و سال بهتری در پیش رو همراه با موفقیت و سلامتی و سعادت ![]()
گفتي مرا دوست نداري گله اي نيست، بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست .
گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن، گفتي:
که نه بايد بروم حوصله اي نيست.
پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف،
تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست.
گفتي که کمي فکر خودم باشم،
و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست.
رفتي تو ،
خدا پشت و پناهت به سلامت.
بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست...


CD 1
- خوشگلا باید برقصند
- نگو نه نمیشه
- مهم نبود
- گل بندر
- پیچک
- دختره بلا
- مرد تنها
- عشق اول
- طنین صلح
- دارم میرم به تهران
CD 2

۱-نفرين(رهام و فرخ)
آهنگهای جدید جدید از حامد هاکان... اسفند ماه ۸۴
آلبوم جدید بنیامین به نام خاطره ها جدید جدید
03 Khatere ha (Donya Dige mesle ...
**این بنیامین با بنیامین شفیعی نسب که قبلا همه کارای قشنگشو شنیدیم فرق داره(یعنی اون نیست)**
آلبوم امیر ترنس با اسم نازنین
آلبوم بدنام ...... رپ ایرونی
دودره باز ( با همراهی گروه 0098 )
آلبوم جدید سپیدار به اسم تن به تن 
آلبوم پاشا به اسم شهر شلوغ 
راستی آقا محمد از رهام فقط همین دوتا رو تونستم پیدا کنم شرمنده ولی بازم میگردم
فايلهای SWF فلش نيز يکی ديگر از پر طرفدار ترين و محبوب ترين فرمتهای انيميشن بخصوص انيميشن اينترنتی و تبليغاتي هستند که با سايز کم خود قادر اند افکت ها و انيميشن های زيبايی در خود جای دهند . اما باز هم همين سایز کم 50-100 کيلوبايتی نيز با خطوط DialUp باعث کندی بالا آمدن يک وب سايت می شود . Sparkle SWF Optimizer نام نرم افزاری کوچک و بسيار مفيد می باشد که قادر است حجم فايلهای فلش شما را حتی تا 70 درصد کاهش دهد ! بدون از دست دادن کيفيت گرافيکی فايل . اين نرم افزار با فلش 3 , 4 , 5 و MX سازگاری کامل دارد . ساير ويژگی های اين نرم افزار شامل Protected کردن فايلهای فلش فشرده شده , گرفتن نسخه ی پشتيبان قبل از فشرده سازی , دارا بودن يک Flash Player داخلی , تشخيص فايلهايی که از لحاظ کيفيتی بد و يا بهينه سازی و فشرده شده اند و يا فايلهای عادی و همچنين صرفه جويی در مصرف پهنای باند و مصرف فضای ديسک سخت و افزايش سرعت سايت می باشند . اين نرم افزار با تمام نسخه های ويندوز سازگاری دارد و بهتر است تا برای پخش فايلهای فشرده شده از Plugin 6.0 و يا بالاتر نرم افزار Flash Player استفاده کرد ToWeb v1.0.1.425ToWeb v1.0.1.425ToWeb v1.0.1.42 ToWeb v1.0.1.4255 کسانی که و بسایت دارن یا وبلاگ و از طراحی وب هم چیزی نمیدونند بیان اینجا.تصویر و المانهای گرافیکی و لینکها وتگهاوآلبوم عکس و فریم و پسورد روی صفحه و اسکین و خلاصه یه عالمه چیز دیگه.اینم هدیه اول هفته سایت ما به شما... 
![]()

زمستان بود
فصل رو سپيديها
برن افتاده بود دندان سرماها
تو گويي خنده بر بيچاره ها ميکرد
نمي دانم چرا ميکرد؟
تو گفتي گر مرا دوست داري از جان ودل
اکنون براي من گل سرخي مهيا کن
ميان شهر گرديدم
به هر جا گل فروشي بود پرسيدم
که گل داري ؟
. چون پرسيد ؟ که گل بهر چه و بهر که ميخواهي؟
گفتم : براي تو ، براي لعبتي آشوبگر ، طناز و افسونکار
جوابم داد
در دل اين برفهاي سرد و تاريک ، هرگز گل سرخي نمي يابي.
بسان تشنه اي بودم که ميگردد پي آبي
خجل ، شرمنده ، سر در سينه افکندم
ولي ناگه ز چاک سينه ام گل سرخي ديدم و بخود لرزيدم
گل سرخي به رنگ خون ، به رنگ باده گلگون
همان گل را فرستادم براي تو
نمي دانم پسنديدي؟
و يا مستانه خنديدي؟
نمي دانم ، نمي دانم .....؟
6600 - 7610 - 6260 - 3230 - 6680 - 6681 - N90 - N70 و ....











تو می خواهی سرت را بگذاری زیر تیغ اره برقی و از دست همه چیز راحت بشی؟قبلش هم می خواهی وصیت کنی تمام اعضای بدنت رو به ادم های نیازمند اهدا کنند و از بقیش هم در تحقیقات پزشکی استفاده کنند!خب اینها خیلی سخت است.خدا رو خوش نمیاد که بازماندگان این همه به زحمت بیفتند.
من راه حل بهتری سراغ دارم.بروید کوه واز آن بالا بپرید پایین.دیگر کسی هم در این برف ویخ حوصله اش نمی کشد بیاد و جسدتون رو بیرون بکشه. اما اگر گول این حرفا رو بخورید ویک سری هم برید اون بالا به این نتیجه میرسید که زندگی اون قدرها هم بیخود نیست.
یک گلوله برفی بخورد توی سرتون و از لای شالگردنتون سر بخورد پایین بعد از مدتها انگیزه ای برای بی تفاوت نبودن پیدا میکنید.شما هم یک گلوله برفی درست میکنید ودر حالی که با دوست روبرویی تون حرف میزنید گلوله رو میکوبید توی صورت دوست بغل دستی تون که اصلا فکرش را هم نمی کرد که شما در این لحظه هوس تلافی کردن به سرتون بزنه. این آغاز یک مبارزه دوستانه است که باعث شه که اخماتون رو باز کنید و بعد از عمری صدای قاه قاهتون بلند شه. بعد که این الکی خندیدناتون شروع شد نگذارید روندش متوقف شود. همین طوری دوستاتون رو هل بدید وبزنید زیر خنده به هیچ وجه فکر نکنید که بعدا ممکن است به این نتیجه برسید که چه کار احمقانه ای کرده اید.
برای رفتن به کوه حتما موارد زیر رو رعایت کنید وگرنه مسئولیت عواقب آن به عهده خودتونه:
_لااقل دو نفر راپیدا کنید که شما رو همراهی کنند.تنهایی کوه نروید چون بد تر افسرده میشید.
_اگر تعدادتون به حد نصاب رسید تمام تلاشتون رو بکار ببرید تا ضبط منزل رو دودر کنید.لذت شنیدن موسیقی را از دست ندهید(البته از نوع مجازش).ضبط رو خودتون ببرید چون بالاخره بیشتر از بقیه دلتون براش میسوزه و باندها رو بدید دوستاتون بیارن.
_بی خودی ادای این حرفه ای ها رو در نیارین.اگر ساعت 6صبح قرار بگذارید وبگید می خواهید دو شب رو هم در پناهگاه بخوابید خودتون هم سر قرار نخواهید اومد. ساعت 9یا10ویا حتی ظهر هم میتونه شروع کوهنوردی باشه.در عوض همه میان و از اینکه صبح چه خواب خوبی کردند حرف میزنند.
_کوه شوخی ندارد. باید حسابی مراقب باشید. اگر کوتاهی کنید دیگر امکان جبرانش نیست.فقط چند ساعت فرصت دارید از شر اونایی که لجتان رو در میارن برای همیشه راحتشین.![]()
![]()
![]()
این متن جالب و قشنگ که آدمو حال میاره دوست خوبم آقا حامد گل برام فرستاده واقعا قشنگه
ولی آقا حامد وب لاگه جدیدت باز نمی شه
امروز تولد عزیزیه که خیلی وقت ازش خبر درست وحسابیی ندارم
و میدونم که این ورا هم پیداش نمیشه که این پیغام تبریک منو ببینه
ولی با این حال چون خیلی دوسش دارم دلم میخواد حتما بهش تبریک بگم

چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد
و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و
به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي ، حس کني هنوزم دوسش داري
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش
همه وجودت له شده....
چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي....
چه قدر سخته وقتي
پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي
تا نفهمه هنوزم دوسش داري.......
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني
و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب
بگي : گل من باغچه نو مبارک

شقايق گفت :با خنده نه بيمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم
گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي
يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت
ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب
شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
به جان دلبرش افتاده بود- اما-
طبيبان گفته بودندش
اگر يک شاخه گل آرد
ازآن نوعي که من بودم
بگيرند ريشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
براي دلبرش آندم
شفا يابد
چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را
بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده
و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه
به روي من
بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من
به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد
و او مي رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا مي کرد
پس از چندي
هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت
و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت
به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟
در اين صحرا که آبي نيست
به جانم هيچ تابي نيست
اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من
براي دلبرم هرگز
دوايي نيست
واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!
نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و
من در دست او بودم
وحالا من تمام هست او بودم
دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟
نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟
و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت
که ناگه
روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه -
مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت
نشست و سينه را با سنگ خارايي
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه
صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد
زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد
و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد
نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را
به من مي داد و بر لب هاي او فرياد
بمان اي گل
که تو تاج سرم هستي
دواي دلبرم هستي
بمان اي گل
ومن ماندم
نشان عشق و شيدايي
و با اين رنگ و زيبايي
و نام من شقايق شد
گل هميشه عاشق شد

این آقایون به ظاهر محترم رو ببینید
مثلا قراره واسه یه کشور تصمیم بگیرن
اونوقت به جای این کار چه میکنن
مثل خاله زنکا اون پشت نشستن حرفای صدتا یه غاز میزنن
این بدبختیه ماست که سر نوشتمون رو دادیم دست این آدمای بی مسئولیت
بین برنامه هایی که وجود دارند و برای تغییر چهره ویندوز هستند رو دست این برنامه چیزی ندیدم. همه برنامه های مشابهش فقط رنگبندی رو تغییر میدند ولی این برنامه بیشتر از دو هزار تا مدل داره که هر مدل هم با اون یکی فرق میکنه به کل. یعنی بیش از دو هزار مدل مختلف میتونید برا ویندوزتون انتخاب کنید. هر مدلی هم بخواهید داره.اگه از محیط ویندوز خسته شدید یا جایی هستید که میخواهید دسکتاپ کامپیوترتون خیلی کلاس داشته باشه حتما از این برنامه استفاده کنید
![]()

وقتی دلم برات تنگ میشه
میرم پشت ابرا
یواشکی گریه میکنم
پس هر وقت بارون اومد
بدون
دلم برات تنگ شده ![]()
زيبا حقيقي ناياب و دور از دسترس است.
حقيقت زيبا، دست يافتني نيست بلکه خودش
مي آيد و با خودش مي برد. حقيقت فرار است و
هرگز در يک جاباقي نمي ماند اگر براي دمي هم
او را ببيني و تجربه اش کني، اين به تمام زندگي
مي ارزد و ارزش مردن را دارد. بعد از ديدن زيبايي
حقيقي، بدون آن زيستن، زندگي نيست و پس از
ديدن آن زيبايي، مردن، مردن نيست.

توی قاب سرد این آینه ها
تصویر آدمکی شکسته بود
آدمک خسته و غمگین و سیاه
روبروی آینه نشسته بود
تو چشاش
ابرای بارون زده ی تلخ و سیاه
رو لباش
قصه دلتنگی تو ‚ قصه دلتنگی ما
کی با دشنه های کین
کی با داس عشق و دین
بریده ریشه های این آدمکو از رو زمین
واسه این آدمک شهر گناه
آسمون رنگ رهایی رو نداشت
قفس تیره و تاریک زمین
واسه آدمک هم جایی نداشت...
بر گرفته از قسمتهای حذف شده از آهنگ غریبه فریدون

این یکی فقط و فقط مخصوص مهسای عزیزمه![]()
تولدت
مبارک
تولدت 
مبارک
اینم کنسرت جدید شادمهرتقدیم به مهسای گلم
برخلاف نظر خيليها که ميگن خودکشي خيلي راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاري قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست
کسي که ور شکست شده
(کسي که قاط زده ( مثه من
کسي که از زندگي خير نديده
کسي که بدجوري روش فشار اومده
کسي که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه
و خلاصه هر کسي که يه جورايي به آخر خط رسيده
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم ميرن، ولي خدا همشون رو رحمت کنه
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد براي خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد
سيخ کباب
کبريت آغشته به بنزين
قرض دياز پام
آمپول هواي تهران
دندون مصنوعي حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نايلون
چاقوي ميوه بري
نخ کاموايي
سوزن لحاف دوزي
تيغ ريش تراشي مصرف شده
مرگ موش
نه... خودتون جاي تماشاگرا باشين، حالتون بهم نميخوره؟ احساس انزجار بهتون دست نميده؟
قيافه شما بعد از خودکشي بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنيتر باشه تا دل همه حسابي بسوزه
فقط بدي کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتاي شصتشو از توي دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشي ترحم کسي رو بر مي انگيزه؟
در صورتي که خودکشي وقتي خوبه که شما نميريد
يه جور خودکشي که بيشتر بين شکموها رواج داره استفاده از خوراکي براي مردنه. اين نوع خودکشي خيلي حال داره
چون حداقل گشنه نميميري! و خوبي مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نميرسي و معمولا زنده ميموني. نمونهاش اينكه: يه بنده خدايي که با سيتا قرص ديازپام خودکشي کرد و دور و بريها به هواي اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: اي دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو ميجوه. زنده بگوري خداييش وحشتناکه
مبادا بعد از خودکشي از ريخت و قيافه بيفتيد
بهترين لباستونو تنتون کنيد
حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشي رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاري نکنيد
موقع خودکشي لبخند بزنيد تا لبخند روي لبتون باقي بمونه
لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلي وحشتناکه
يه بسته دستمال کاغذي حتما روي ميزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشي مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوري خودکشي کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد
دليلتون براي خودکشي قانع کننده باشه
براي مسايل عشقي خودکشي کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشي حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشي استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي
اگه توي دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلي رمانتيکتر و روياييتر به نظر مياد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشي حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد
براي جنس نرينه
تخت خواب رو آماده کنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو
هيچ راه نفوذي براي هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد
خدا رحمتتون کنه
براي جنس مادينه
تخت خواب رو مرتب کنيد
بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روي تنتون راه ميره
خواهش ميکنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد
مرسي


یه لینک جالب حتما ببنید
http://arfaee.persiangig.com/ratikona.swf
راستی این آهنگ انریکو رو تقدیم میکنم به مهسای عزیزم![]()
شکسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن اگرسوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده
دانشجوي زيست شناسي : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... او تکامل خواهد يافت
دانشجوي آمار : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يک رابطه مجدد غير ممکن است
دانشجوي فيزيک : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطکاک بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است
دانشجوي حسابداري : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر کن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهکار بفرست
دانشجوي رياضي : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه از در عدد صفر ضربش کن
دانشجوي کامپيوتر : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، از دستور کپي - پيست استفاده کن و اگر نه بهتر است که ديليت اش کني
دانشجوي خوشبين : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن... نگران نباش بر مي گردد
دانشجوي عجول : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش کن
دانشجوي شکاک : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟
دانشجوي صبور : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد
دانشجوي شوخ طبع : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش کن ، اين کار را مرتب تکرار کن (البته این یکی تو دوره و زمونه ما خیلی باب شده تقریبا همه همین کار رو میکنن متاسفانه)
![]()
بچه كه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني كه
ميخواستم 10 تا ميخواستم
مامانمو 10 تا دوست داشتم ...خلاصه ته دنيا همين 10 تابود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود.و
حالا نميدونم ته دنيا چقدره؟ نهايت دوست داشتن چنتاست؟ انگار خيلي هم حريص تر شدم.10
تا بستني هم كفافمو نميده!!!
اما ميخوام بگم دوستت دارم.....ميدوني چقدر؟ به اندازه همون ۱۰ تایه بچگی
این متن رو تقدیم میکنم به همه دوستای گلم به خصوص دوست عزیزی که خیلی وقته ازش خبری ندارم فکر هم نمی کنم گذارش به اینجا بیفته و اینو ببینه ولی در هر صورت اون روزی که راجع به عدد دوست داشتن حرف می زدیم رو یادت هست که می گفتی خیلی بد بختی که من فقط ۱۰ تا دوست دارم ولی خودت خواستی که فقط با انگشتای دستم نشونت بدم و دستای من فقط ۱۰ تا انگشت داره شرمندتم ![]()
شاید یکم دیره واسه گفتنه اینا ولی واسه اینکه رودلم نمونه باید میگفتم
این گلا هم تقدیم به عزیزترینم![]()

1- باختی
2- دلم برات میسوزه
3- باورم نمیشه
4- سکوت غم
5- مشق عشق
6- نرو
7- بشکن
8- وقتی رفتی
این هم آلبوم جدید شهاب تیام به نام صد دفعه گفتم به تو

التماس به خدا عزت است،

اگر برآورده شود رحمت است. 
اگر برآورده نشود حكمت است
التماس به مردم خفت است،
اگر بر آورده شود منت است ، 
اگر برآورد ه نشود ذلت است.


| Amro Diab | ||
| Song Name : | Download : | |
| Agheb Agheb | Mp3 RM | |
| Aghla El Nas | Mp3 RM | |
| Alah La Yehremny Menak | Mp3 RM | |
| Ayam We Benaeshha | Mp3 RM | |
| Aywa Ana Aaref | Mp3 RM | |
| Betkhaby Leh | Mp3 RM | |
| Kamel Kalamak | Mp3 RM | |
| Maak Begad | Mp3 RM | |
| Odam Oyonak | Mp3 RM | |
| We Hekaytak Eeh | Mp3 RM | |
![]()
![]()
1. مقدمه PMD
2. خبر نداره PMD
3. به تو میگم برو PMD
4. بخدا PMD
5. رفتی PMD
6. آقا جون PMD
7. گل من PMD
8. تنها PMD
9. الهی نمیری PMD
Total Copy
شاید تاکنون هنگام کپی کردن یک فایل حجیم ( مثلا کپی کردن یک فیلم از روی یک CD به هارد دیسک ) با پیغام خطای ویندوز مبنی بر وجود اشکال در عملیات کپی و متعاقباً لغو عملیات کپی برخورد کرده اید که معمولا علت ان وجود خش روی سطح CD , ناسازگاری سیستم فایل و ... می باشد . ضد حال اصلی زمانی است که شما در انتهای عملیات کپی باشید. همچنین اگر بخواهید به هر دلیلی عملیات کپی را برای چند لحظه متوقف کرده و به کار دیگری رسیدگی کنید ( بدون لغو عملیات ).که در این حالت ویندوز فقط اجازه لغو عملیات را می دهد .
حال چاره کار چیست :
نرم افزاری که قصد معرفی آن را داریم این مشکلات را به خوبی حل کرده و تا حدودی نیز سرعت عملیات را بالا می برد. این نرم افزار Total Copy نام دارد. پس از نصب این نرم افزار و انتخاب فایل مورد نظر برای کپی یا انتقال روی آن راست کلیک کرده و می بینید که گزینه های Total Copy و Total Move به منوی راست کلیک اضافه شده است که در صورت انتخاب آنها و کپی یا انتقال فایل در مقصد کادر مربوط به انجام عملیات را مشاهده می کنید . دقت کنید که باید فایل را بوسیله کلیک راست ماوس کشیده و در مقصد رها کنید تا منوی زیر ظاهر شود.

این کادر تا حدودی شبیه کادر استاندارد ویندوز بوده ولی با تفاوت که یک دکمه Pause برای توقف موقت عملیات و یک اسلایدر جهت تنظیم سرعت عملیات به آن اضافه شده است .

لینک مستقیم : دانلود ( حجم 600 کیلو بایت )
برگرفته از وب لاگ دانلود موزیک , نرم افزار
24Kps
خیلی دوست داشتنی مگه نه؟
![]()

گیتار و دف سوزالاه ای ماه ببین
به من چه سراب ما رو دست کم نگیر
اگه آهنگ در خواستی خواستید بگید براتون میذارم واسه آهنگای ماهان هم گفته بودم نظر بدید میذارم(ببینم چه میکنید) آهنگای بعدی که میخوام بذارم امرو دیاب ـ کیارش قمیشی ـ شهاب تیام ـ رضا صادقی(جدید) و هر آهنگ و آلبوم دیگه شما درخواست کنید
قربون همگیتون ![]()

- غمگینی؟
- نه.
ـ مطمئنی؟
- نه!
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن.
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم!
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه.
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
- راست می گی؟
- از ته قلبم.
دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد و برای رفتن... عصای سفیدش رو بیرون آورد. ![]()
این متن قشنگو از وب لاگ مترسک برداشتم. یکی از قشنگترین وبلاگ هایی که تا حالا دیدم تو لینکام هست میتونید ببینید . می ارزه ![]()






